
سلام
معذرت میخوام از دوستان بخاطر اینکه نتونستم مطالب رو ادامه بدم و از وقفه ی بوجود اومده معذرت میخوام
پست های زیادی بنظرم میومد که بذارم و با دوستای خوبم دردو دل کنم اما اخیرا ایمیلی از دوست عزیزم محسن دریافت کردم که هم کار منو اسون کرد هم بهتر وکاملتر به مسایل پرداخته و مناسب دیدم که اول حرفای این دوست عزیزمو براتون بذارم
البته با کمی تغییر که اونم بااجازه ی خودش بوده که هم خلاصه ترش کنم و هم به چند بخش تبدیلش کنم که عزیزان مجال خوندشو داشته باشن
اما متنی که برام فرستاده شده
"سلام میکنم به دوست عزیزم ام جی
از اینکه میبینم دوباره داری ادامه میدی خوشحالم
منم خیلی وقته که این موضوع رو دنبال میکنم وتقریبا حس میکنم شرایطم با شما یه جور باشه
اما نظری که این اواخر توسط یه نفر از بازدیدکننده هاتون گذاشته شده منو به این واداشت که چند خطی براتون بنویسم و وظیفه ی خودم دونستم که اطلاع رسانی کنم تا این قبیل افراد به ظاهر روشن فکر با حرفای پوچ خودشون بعضی از دوستانمون رو گمراه نکنن
نظر این بود
"فکر کنم شما یه جور بیماری روانی دارید که بقیه رو از حریم خصوصی که دارند
خجالت زده کنید. چون خودتون دسترسی به خیلی چیزها ندارید این بهانه گناه رو
علم کردید تا بقیه را هم ازش دور کنید. در واقع شما یه جور حسودی و حقد
دارید.
از لجبازیتون با بقیه هم معلوم بود
همین کاری شما با هدفی که گفتید تناقض داره
"
حالا فعلا این نظر رو داشته باشین تا برسیم به جواب ایشون اما قبلش دوست دارم یه بیو گرافی مختصر از خودم بدم و بعد جواب این نظر رو میدم
محسن هستم 34 ساله متاهل از یه خانواده کوچیک از یکی از شهرستان های اطراف تهران
من هم مثل خیلی از بچه ها مدت زیادیه که درگیر این ماجرا هستم وتو اینترنت این موضوع رو سرچ میکردم اوایل فقط چنتا مطلبو عکس بود اما یواش یواش سایت هایی رو پیدا کردم که فیلم هم داشت بعد ازمدتی دیگه عکس و فیلم های کوتاه منو ارضا نمیکرد و دنبال فیلمهای طولانی تر بودم حتی چنتایی فیلم از کچل کردن زورکی هم پیدا کردم که فکر میکنم کمتر کسی اونارو دیده باشه
مدتی هم اینطور سرگرم بودم تا اینکه فهمیدم اینطوری فایده نداره و دیگه این چیزا منو ارضا نمیکنه و جسورتر شدم کم کم فکرای دیگه ای به سرم زدو حریص تر شدم
با اینکه این کارامنو از نظر روانی سیر نمیکرد ولی کارم شده بود شب تا صبح و صبح تا شب پرسه زدن تو سایتهای مختلف وچت کردن بااینواون
طبیعی بود که بعد ازمدتی برام مشکلاتی پیش اومد از قبیل کم خوابی بی حوصلگی پرخاشی بودنو عصبیت بی دلیل
تو هیچ کاری ثبات نداشتم وکمتر میشد که اون کار به پایان برسه
یواش یواش وضعم بدتر شد و کارم به خودارضایی ودیگر مسایل کشیده شد که تقدس قلم مانع از بیانش میشه
من هر روز از لحاظ روانی بدتر میشدم وحس میکردم که دارم از خداو پاکی ای که قبلا داشتم دور میشدم
نمیگم خیلی ادم پاکی بودم ولی حداقل نمازمو میخوندمو هر از گاهی نگاهی به قران میکردم
اما همون نیمچه ایمانی هم که داشتم یواش یواش کنارر فت وهمین باعث ناراحتی من میشد یه موقع های به خودم میومدم واز اینکه تا این حد پیش رفتمو نمیتونم خودمو جمع و جور کنم متاسف میشدم و همون لحظه تصمیم میگرفتم که همه فیلمها و عکس هارو پاک کنم و دیگه سراغ این چیزا نرم اما باز تا پشت کامپیوتر مینشستم و خونه رو خالی میدیدم روز از نو روزی از نو
و خودمو با دلایلی از قبیل همین حرفایی که این فرد تو نظری که داده زده مجاب میکردم که این کار مشکلی ندداره و دوباره شروع میکردم به کارهای قبلی در حالی که در ته قلبم احساس گناه و حقارت ولم نمیکردو هیچ جوره نمیتونستم از بینش ببرم
باید به این افراد بگم که اتفاقامن به خیلی چیزا یواش یواش دسترسی پیدا کردم ومیتونستم اینکارو بکنم اونم برای چند مرتبه موقعیتش از هر لحاظ جور بود اما هر دفعه همین عذاب وجدانو ترس از خدا باعث شد که دلم بلرزه و دست به این کار نزنم (چگونگیشو بعدا توضیح میدم)
خیلی خوب میدونستم اگه یکبار این کارو بکنم دیگه حجب و حیا و ترس از خدا وعذاب وجدانم از بین میرهو حتی ممکنه دست به کارای بدتری بزنم
چون مسلما هر چه بیشتر به این موضوع بپردازی بیشتر حریص تر میشی ومثل این میمونه که به یه ادم تشنه اب نمک داده باشی نه تنها تشنگیشو رفع نمیکنه بلکه تشنگیش بیشتر هم میشه و هر روز بیشتر به منجلاب فرو میرید پس راه حل این نیس که اگه ما این کارو بکنیم و مثلا برای یک بار هم که شده خودمون یا یه دختررو کچل کنیم این حس ارضا میشه و مشکلی نداریم برعکس اینکارا شمارو شقی تر میکنه
پس تو ای کسی که اینطور فکر میکنی و به خاطر منافع خودت دیگران رو تشویق به این کار میکنی اگه از کارات دست برنمیداری خداقل کسی رو تحریک به این کار نکن و لعنت ابدی رو برای خودت نخر چه بسا ادمای موفقی رو تو با این کار به سوی بیهودگی و پوچی سوق میدی و خوب میدونم که خودتم این رو خوب میدونی ولی نفست این قدر سیاه شده که بخاطرش دست به هر کاری میزنی
حتی اگه خود ام جی هم به حرفایی که میزنه عمل نکنه بنظر من باز ادامه کارش درسته چون حرف راست و درست رو باید بزبان اورد و بدیگران گوش زد حتی اگه خودت به اون عمل نکنی
پس من این رو که گفتین شما دستتون به جایی نمیرسه رو کامل رد میکنم ومیگم اتفاقا ماهم امکانشو داشتیم ولی خدا کمکمون کردو انجامش ندادیم
ادامه حرفام ر وبعدا برات ارسال میکنم ام جی عزیز
باتشکر دوستدارت محسن